معنی ذوالشامة
5 بازدید
[ ذُشْ شا مَ ] (ع ص مرکب) خداوند خجک. صاحب خال. خالدار.[ ذُشْ شا مَ ] (اِخ) لقب حسین ابی ذکرویه، رئیس قرامطهٔ شام.[ ذُشْ شا مَ ] (اِخ) لقب خالدبن جعفر برمکی از آنروی که بر مقدّم سر خالی داشت. رجوع به خالد شود.[ ذُشْ شا مَ ] (اِخ) لقب محمدبن عمر ابوقطیفةبن ولیدبن عقبة. (قاله هشام الکلبی نقل از حاشیهٔ المرصع خطی).
کلمات همقافیه با «ذوالشامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر