معنی ذوالسن
7 بازدید
[ ذُسْ سِ ] (اِخ) لقب پسر صوان بن عبدشمس. || و لقب پسروثن بجلی از آنروی که او را دندان زائد بود. || و در حاشیهٔ المرصع آمده است: نام پدر ذیهمیربن ذی السن بن وثن بن اصغربن عمروبن جلیحةبن لوی بن بکربن ثعلبة است.
کلمات همقافیه با «ذوالسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر