معنی ذوالرجل
7 بازدید
[ ذُرْ رِ ] (اِخ) موضعی است به دیار کلب. یاقوت. || نام یکی از بتهای عرب است به حجاز. || لقب اسپ مالک بن قحافةبن حرث بن عوف. (المرصع).[ ذُرْ رِ ] (اِخ) لقب لقمان بن توبه، شاعری از عرب.
کلمات همقافیه با «ذوالرجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر