معنی ذوالخیشة
5 بازدید
[ ذُلْ خَ شَ ] (اِخ) نام زاهدی به مکهٔ مکرمه که بر یک ازار ستر عورت اقتصار کرده و در حجون سکونت داشت و این لقب از آن روی به او داده بودند که ژولیده موی و خاک آلود و درشت پوست بود مانند خیش.
کلمات همقافیه با «ذوالخیشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر