معنی ذوالخویصرة
6 بازدید
[ ذُلْ خُ وَ صِ رَ ] (اِخ) یمانی. صحابی است که در مسجد بول کرده است.[ ذُلْ خُ وَ صِ رَ ] (اِخ) خارجی بن زهیر صحابی تمیمی. در امتاع الأسماع آمده است. فی یوم فتح مکة: و جلس صلی اللََّه علیه و سلّم یومئذٍ. و فی ثوب بلال رضی اللََّه عنه فصّةَ یقبّضها للنّاس علی ما اراه اللََّه فاتی ذوالخویصرة التمیمی و اسمه حرقوص فقال اعدل یا رسول اللََّه فقال ویلک فمن یعدل اذا لم اعدل قد خبت و خسرت ان لم اکن اعدل. قال عمر رضی اللََّه عنه ایذن لی اضرب عنقه. قال دعه فانّ له اصحاباً یحقر احدکم صلاته مع صلاتهم و صیامه مع صیامهم یقرؤن القرآن لایجاوز تراقیهم یمرقون من الدّین کما یمرق السهم من الرمیة ینظر الی نصله فلایوجد فیه شی ء ثُم ینظر الی رصافه فما یوجد فیه شی ء ثم ینظر الی نضیّه و هو قدحه فلایوجد فیه شی ء ثم ینظر قذذه فلایوجد فیه شی ء قد سبق الفرث و الدّم آیتهم رجلٌ اسود احدی عضدیه مثل ثدی المرأة او مثل البضعة، تدردر و یخرجون علی حین فرقة من النّاس. امتاع الاسماع ج ۱ ص ۴۲۵ و وی در جنگ مارقین کشته شد. و رجوع به ذوالثدیة. و ذوالیدیة و امتاع الاسماع ص ۴۲۵ شود.
کلمات همقافیه با «ذوالخویصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر