معنی ذوالخرق
6 بازدید
[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) نام اسپ عبادبن حارث است.[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) ابن شریح بن سیف. شاعری است از عرب. یا ابن شریح بن ارام بن دارم. یکی از شعرای جاهلیّت. ذکره ابن حبیب فی تسمیة شعراءالقبائل. ذکره الآمدی. (از المرصّع ابن الاثیر).[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) الطهوی. لقب دیناربن هلال است. و ظاهراً او همان قرط یا ابن قرط طهوی باشد.[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) لقب خلیفةبن جمل است.[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) قرط، یا ابن قرط طهوی، شاعری قدیم است از عرب. رجوع به ذوالخرق الطهوی شود.[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) یَربوعی. شاعری جاهلی از عرب از بنوصیربن یربوع.[ ذُلْ خِ رَ ] (اِخ) نعمان بن راشدبن معاویةبن وهب بن عبد الأشهل، سیّد بنی عمیره است. ذکره ابن الکلبی. (از المرصّع).
کلمات همقافیه با «ذوالخرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر