معنی ذوالحمیرة
7 بازدید
[ ذُلْ...؟ ] (اِخ) نام کوهی است. شنفری گوید: الا لا تذرنی ان تشکیت خلتی شفانی باعلی ذوالحمیرة عدوتی. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «ذوالحمیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر