معنی ذوالبجادین
7 بازدید
[ ذُلْ بِ دَ ] (اِخ) لقب عبداللََّه بن عبد نهم است و از آنرو او را ذوالبجادین گویند که گاه رفتن بخدمت رسول مادر وی بجاد یعنی کسائی را به دو نیم کرد و او نیمی را ازار و نیمی را ردا کرد و وی پیش از رحلت رسول صلوات اللََّه علیه در غزوهٔ تبوک به مرد و رسول علیه السلام در قبر او درآمد و راست کرد. از سمعانی. و ابن الأثیر در المرصع گوید: ذوالبجادین عبداللََّه بن عبدنهم بن عفیف المزنی، وی در غزوهٔ تبوک وفات یافت و رسول اکرم صلوات اللََّه علیه او را دفن کرد و فرمود: اللهم انی قد امسیت عنه راضیاً فارض عنه. و در این وقت ابن مسعود گفت کاشکی بجای وی بودمی. و نیز گویند که وی در کودکی از پدر یتیم ماند و در کنف رعایت عمّ خویش میزیست، و به عمّ وی بر داشتند که او مسلمانی گرفته است و او هرچه به وی داده بود تا جامهٔ تن بازستد و برهنه نزد مادر رفت و بجاد یعنی کسائی درشت را بدو نیم کرد، نیمی را ایزار پای و نیمی را ردا کرده و صباح به مدینه نزد رسول اکرم صلوات اللََّه علیه گریخت و رسول(ع) فرمود انت عبداللََّه ذوالبجادین فالتزم بابی فلزم بابه، صلی اللََّه علیه و سلم. و در وقعهٔ تبوک وفات یافت. رجوع به امتاع الأسماع جزء ۱ ص ۴۷۲ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «ذوالبجادین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر