معنی ذوالاصبع

معنی ذوالاصبع

6 بازدید
[ ذُلْ اِ بَ ] (اِخ) العدوانی. حرثان بن الحارث بن محرّث بن ثعلبة از بنی یشکربن عدوان از جدیلة. و وجه تلقیب او بذوالأصبع آن است که مار انگشت نر وی بگزید و او آن انگشت قطع کرد. وی حکیمی خطیب و شاعری نیکوشعر است. و او را دیوانی است و از شعر اوست: عذیر القول من عدوان کانوا حیةالأرض فقد صاروا احادیث برفع القول و الخفض. (از المرصع). رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۲۰ و ۲۱۷ و جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۲۸۲ و عقدالفرید ج ۲ ص ۱۶۰ و ۱۸۸ والبیان والتبیین ج ۳ ص ۸۱ و عیون الاخبار، فهارس ج ۱ و ج ۲ و ج ۴.
[ ذُلْ اِ بَ ] (اِخ) حفص بن حبیب بن حرث بن حسان بن حصین الکلبی. ابوعمرو شیبانی در کتاب حروف از او آورده است: الا [ یا ] ایها المحبوب عنا علیک و رحمةاللََّه السلام.(از المرصع).
[ ذُلْ اِ بَ ] (اِخ) لقب حیان ابن عبداللََّه ثعلبی. شاعری از عرب. و ابن الاثیر در المرصع نسب او را حیان بن عبداللََّه از اولاد عنزبن وائل گفته و آمدی ذکر او را در (المؤتلف) آورده است. || لقب شاعری دیگر از مدّاحان ولیدبن یزید.

کلمات هم‌قافیه با «ذوالاصبع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید