معنی ذواصابع
5 بازدید
[ اَ بِ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوند انگشتان. انگشت وَر.
کلمات همقافیه با «ذواصابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر