معنی ذواجنحة
6 بازدید
[ اَ نِ حَ ] (ع اِ مرکب) فرشته. ملک : ذواجنحه لشکر جناحت قلب فقرا بود سپاهت.سلمان ساوجی. || (اِخ) ذواجنحه یا ذوالجناحین، لقب جعفربن ابیطالب که به غزوهٔ موته شهادت یافت.
کلمات همقافیه با «ذواجنحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر