معنی ذواتلحم
6 بازدید
[ ذَ تُ لَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) گوشتوران. گوشتداران: قصه شنیدم که بوالعلا بهمه عمر لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد.ایرج میرزا.
کلمات همقافیه با «ذواتلحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر