معنی ذهلی
6 بازدید
[ ذُ ] (ص نسبی) منسوب است به قبیلهٔ ذهل بن ثعلبة. (سمعانی).[ ذُ ] (اِخ) سعیدبن عبداللََّه. رجوع به سعیدبن عبداللََّه ذهلی شود.[ ذُ لی ی ] (اِخ) محمدبن احمد الذهلی. مکنی بابی طاهر. فقیهی محدث از قضاة مصر. وی شاعری نیکو بدیهت و مناظری قوی حجت بود و از سال ۳۴۸ تا ۳۶۶ هـ . ق. تولیت قضاء مصر داشت.[ ] (اِخ) در تاریخ سیستان آمده است: و او «احمدبن خالد» محمدبن اسماعیل الذهلی را اینجا فرستاد. (ص ۱۷۹).[ ذُ ] (اِخ) محمدبن یحیی بن عبداللََّه الذهلی بالولاء. مکنی بابی عبداللََّه. از مردم نیشابور و از حفاظ حدیث و فقه است وی از نیشابور بطلب حدیث ببغداد و بصرة و شهرهای دیگر رفت و شهرتی تمام یافت. بخاری در صحیح ۳۴ حدیث از وی روایت کرده است. و مشیخت علم بخراسان به وی منتهی شود. و وی احادیث زهری را در دو مجلد گرد کرد و الزهریات نامید. رجوع به تذکرةالحفاظ. تهذیب التهذیب. و المستطرفة و رجوع به الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۹۹، ۱۰۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «ذهلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر