معنی ذهبی
7 بازدید
[ ذَ ] (ع ص نسبی، اِ) منسوب به ذَهَب. از ذهب. از زر. زرّین. زرینة. || برنگ زر. زرین. زرینه. دینارگون. || مارقشیشای ذهبی. رجوع به مارقشیشا شود. || زرگر.[ ذَ هَ ] (اِخ) (ابوجعفر الـ ...) در عیون الانباء آمده است: هو ابوجعفر احمدبن جرج کان فاضلا عالما بصناعة الطب جید المعرفة لها حسن التأتی فی اعمالها و خدم المنصور بالطب و کذلک ایضا خدم بعده للناصر ولده و کان یحضر مجلس المذاکرة فی الادب و توفی ابوجعفر الذهبی بتلمسان عند غزوة الناصر الی افریقیه، عام ستمائة. ج ۲ ص ۸۱ و باز در صفحات ۷۶ و ۷۷ همان جلد ذیل حکایتی راجع به منصور آمده است: و نقم «المنصور» ایضا علی جماعة آخر من الفضلاء الاعیان و امر ان یکونوا فی مواضع اخرواظهرانه فعل بهم ذالک بسبب مایدعی فیهم انهم مشنغلون بالحکمة و علوم الاوائل و هولاء الجماعة هم ابوالولیدبن رشد و ابوجعفر الذهبی و الفقیه ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم قاضی بجایة و ابوالربیع الکفیف و ابوالعباس الحافظ الشاعر و بقوا مدة ثم ان جماعة من الاعیان باشبیلیة شهدوا لابن رشد انه علی غیرما نسب الیه فرضی المنصورعنه و عن سائر الجماعة و ذلک فی سنة خمس و تسعین و خمسمائة و جعل ابا جعفر الذهبی مزواراً للطلبة مزواراً للاطباء و کان یصفه المنصور و یشکره و یقول ان ابا جعفر الذهبی کالذهب الابریز الذی لم یزدد فی السبک الاجودة. و در قاموس الاعلام آمده است: ابوجعفر ذهبی، یکی از حکمای مسلم و مشهور اندلس معاصر ابن رشد است.[ ذَ هَ ] (اِخ) (احمد الـ ...) نام یکی از شرفای فلالی بعد از اسماعیل السمین و پیش از عبداللََّه از ۱۱۳۹ تا ۱۱۴۱هـ . ق.[ ذَ هَ ] (اِخ) الشافعی (مصطفی) (۱۲۸۰)هـ . ق. مصطفی بن السید حنفی بن حسن الذهبی المصری مولداً و منشا. اخذ عن العلامة الدمنهوری و الفضل الفضالی و علیهما تخرج. و عن الحبر القویسنی و النور الشنواتی و غیرهما حتی برع فی اکثر الفنون و شاع فضله فی سائر الاقطار و تصدر للافراء و التدریس الی أن توفی. و از کتب اوست: ۱ - رسالة فی تحریر الدرهم و المثقال و الرطل و المثقال -و هی رسالة صغیرة ألفها سنة ۱۲۷۲ هـ . ق. طبع حجر مط محمد أنسی ۱۲۸۳ ص ۱۵ و طبعت قبلاً علی الحجر بمصر سنة ۱۲۸۲ و معها. ۲ -الرسالة الذهبیة فی المسائل الدقیقة المنهجیة (فقه شافعی) و یلیها رسالة له فی تحریر الدرهم و المثقال و الرطل و المکیال ثم. ۳ -رسالة فی المناسخة. ۴ - رسالة فی تفسیر غریب القرآن العظیم. (رتبه علی حروف المعجم) طبع حجر (دون تاریخ).[ ذَ هَ ] (اِخ) محمدبن احمد. مکنی به ابی عبداللََّه و ملقب بشمس الدین و مشهور بذهبی. یکی از مشاهیر مورخین است. او راست تاریخی از ظهور اسلام تا سال ۷۴۰ هـ . ق. بنام تاریخ اسلام در دوازده مجلد. و این اثری مقبول و در غایت اعتبار است. و هم خود او از این تاریخ کتابی چند بنام، العبر. و سیر النبلاء و طبقات الحفاظ و طبقات القراء تخریج کرده است و بعض مورخین کتاب تاریخ اسلام او را تلخیص کرده اند. و شمس الدین محمدبن عبدالرحمن شماوی بر این کتاب ذیلی کرده است و وفات ذهبی بسال ۷۴۸هـ . ق. بود. (از قاموس الاعلام ترکی). و حاجی خلیفه کتب ذیل را بنام ذهبی مطلق آورده است و ظاهراً مراد محمدبن احمد است: اختصار اخبار الرواة علی بن یوسف قفطی. المقتنی فی سردالکنی. الکاشف، مختصر معجم الشیوخ مشتمل بر هزار شیخ. المشتبه. ارجوزة فی اسماء المدلسین. مختصر تاریخ نیشابور تألیف حاکم. مجرد فی رجال کتب السته. اختصار تهذیب الکمال فی معرفة الرجال، جمال الدین یوسف. و رجوع به محمدبن احمد الحافظ و رجوع به ابن قایماز شود. و در یکی از مآخذ آمده است: محمدبن احمد، ملقب به حافظ شمس الدین و معروف به ابن قایماز مصری. وفات او به سال ۷۴۶ هـ . ق. و بعضی ۷۴۸ گفته اند. او راست: مختصر اطراف الکتب الستة. مختصر تاریخ النحاة. الاعلام بالوفیات. تجرید فی اسماء الصحابة. مختصر ذیل ابن دبیثی در تاریخ بغداد. کتاب تاریخ اسلام. کتاب عبر. کتاب سیر النبلاء. کتاب طبقات الحفاظ. (این کتاب بطبع رسیده است). کتاب طبقات القراء. کتاب تذکرة الحفاظ. کتاب اختصار تاریخ خوارزم تألیف محمدبن محمدبن ارسلان. کتاب تاریخ خلفاء راشدین. کتاب اخبار قضاة دمشق. کتاب التعزیة الحسنة بالاعزة. کتاب دول الاسلام. کتاب تهذیب الاسماء. (و این کتاب بطبع رسیده است). و در ریحانة الادب آمده است: محمدبن احمدبن عثمان بن قایماز، ترکمانی الاصل و دمشقی المسکن و المدفن شافعی المذهب شمس الدین اللقب ابوعبداللََّه الکنیة ذهبی الشهرة. محدث، حافظ، مورخ مشهور که در سوم ربیع الثانی ۶۷۳ هـ . ق. متولد و از اوان صغر بقرائت حدیث پرداخته و برای تحصیل آن مسافرتها کرده و از مشایخ بسیاری که بیشتر از یک هزار و دویست تن میباشند استماع حدیث کرده و تاج الدین سبکی که از تلامذهٔ اوست گوید: ذهبی محدث عصر و خاتمة الحفاظ و حامل لوای اهل سنت، و جماعت و در حفظ حدیث و رجال حدیث امام اهل عصر خود است و با این همه مراتب عالیه که در علم حدیث و رجال داراست در تواریخ و سیر نیز مهارتی بسزا دارد بلکه از مشاهیر مورخین اسلامی میباشد و مشاهیر وقایع دورهٔ اسلامی را از بدو ظهور آن دین مقدس تا سال هفتصد و چهلم هجرت خصوصاً اخبار و وقایع محدثین را در رشته تألیف آورده و «تاریخ الاسلام» نامیده و بعضی از افاضل آنرا تلخیص و شمس الدین محمدبن عبدالرحمن آنرا تذییل کرده است و در حدیث و رجال نیز تألیفات مفیدهٔ بسیار دارد که همهٔ آنها محل استفادهٔ اهل علم است و از بلاد بعیده برای خواندن و شنیدن از خود او و برای استنساخ آنها مسافرت می کنند: ۱ -تاریخ الاسلام که ذکر شد. ۲ -تجرید اسماء الصحابة فی تلخیص اسدالغابة. ۳ - تذکرة الحفاظ و این هر دو در حیدرآباد هند چاپ شده. ۴ -تذهیب تهذیب الکمال فی اسماء الرجال که درقاهره چاپ شده. ۵ - دول الاسلام که در حیدرآباد چاپ شده. ۶ - سیر النبلاء. ۷ -طبقات الحفاظ که آنرا جلال الدین سیوطی تلخیص کرده و در غوطه چاپ شده است. ۸ -طبقات القراء. ۹ -الطب النبوی که در مصر چاپ شده. ۱۰ -العبر بخبر غبر. ۱۱ -الکاشف. ۱۲ -مختصر السنن الکبیر للبیهقی. ۱۳ -المشتبه فی اسماء الرجال یا مشتبه النسبة که در لیدن چاپ شده. ۱۴ -المعجم الصغیر. ۱۵ -المعجم الکبیر. ۱۶ -میزان الاعتدال فی نقد الرجال یا فی اسماء الرجال که در لکناو و قاهره چاپ شده است. و غیر اینها و ذهبی دربارهٔ شیخین محبت بی نهایت داشته ودر شب ذیقعدهٔ سال ۷۴۸ هـ . ق. (ذمح) در دمشق درگذشته و در باب الصغیر مدفون گردید و چند سال پیش از وفات خود نابینا بوده است. (ریحانة الادب ص ۵۵ و ۵۶). و در الاعلام زرکلی آمده است: ذهبی: ۶۷۳ -۷۴۸ هـ . ق. / ۱۲۷۴ - ۱۳۴۸ م. محمدبن احمدبن عثمان بن قایماز الذهبی، شمس الدین، ابوعبداللََّه: حافظ، مورخ علامة محقق. مولده و وفاته فی دمشق. رحل الی القاهرة و طاف کثیراً من البلدان. و کف بصره سنة ۷۴۱ هـ . ق. تصانیفه کثیرة تقارب المئة، منها «دول الاسلام -ط» جز آن. و «طبقات الحفاظ -ط» و المشتبه فی الاسماء و الانساب والکنی و الالقاب ط» و «العباب - خ» فی التاریخ. و «تاریخ الاسلام الکبیر - خ» ۳۶ مجلداً و «سیر الاعلام النبلاء -خ» و «الاصابة فی تجرید اسماء الصحابة -ط» و «تذکرة الحفاظ -ط» اربعة اجزاء. و «الکاشف خ» فی تراجم رجال الحدیث. و «العبر فی اخبار البشر -خ» و «طبقات القراء - خ» و «معجم اشیاخه -خ» و «الامامة الکبری -خ» و «الکبائر -خ». و «تذهیب تهذیب الکمال -خ» فی رجال الحدیث. و «میزان اعتدال فی نقد الرجال -خ». و «آداب حملة العلم -خ» رسالة. و «المستدرک علی مستدرک الحاکم -خ» فی الحدیث. و اختصر کثیراً من الکتب. فوات ۲ -۱۸۳ و نکت و ذیلا طبقات الحفاظ -خ. (الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۸۵۳). و صاحب معجم المطبوعات گوید: شمس الدین (۶۷۳ -۷۴۸ هـ . ق.) ابوعبداللََّه محمدبن احمدبن عثمان بن قایماز شمس الدین الذهبی الدمشقی الفارقی الشافعی ولد بدمشق و درس الحدیث من صغره و رحل فی طلبه حتی اتقنه، ثم انتقل الی مصر و قرأ فیها العلوم الشرعیة سمع من خلائق یزیدون علی الف و مأتین و اخذ الفقه عن الکمال الزملکانی و ابن قاضی شهبه و لما عاد الی دمشق عین استاذاً الحدیث فی مسجد ام صالح ثم فی المدرسة الاشرفیة و غیرها. سمع من الجمع الکثیر و مازال یخدم هذا الفن (الحدیث) الی ان رسخت فیه قدمه و تعب اللیل و النهار و ماتعب لسانه و قلمه و ضربت باسمه الامثال و قام بدمشق یرحل الیه من سائر البلاد و تناویه السؤالات من کل ناد اطنب فیه السبکی ثم قال: و هو علی الخصوص سیدی و معتمدی و له علی من الجمیل ما اخجل وجهی و أملاء یدی جزاه اللََّه عنی افضل الجزاء و قال البرزالی فی معجمه: رجل فاضل صحیح المذهب اشتغل و حصل و رحل و کتب الکثیر. و قال ابن شاکر الکتبی فی ترجمته حافظ لایجاری و لاحظ لایباری اتقن الحدیث و رجاله و نظر علله و احواله و عرف تراجم الناس و ازال الابهام فی تواریخهم والالباس، جمع الکثیر، و نفع الجم الغفیر و اکثر من التصنیف و وفر بالاختصار مؤنة التطویل فی التألیف له تاریخ الاسلام فی اثناعشر مجلداً اربی فیه علی من تقدمه بتحریر اخبار المحدثین خصوصاً و قطعه من سنة سبعمائه و اختصر منه مختصرات کثیرة منها العبر و سیر النبلا و ملخص التاریخ قدر نصفه و طبقات الحفاظ و طبقات القراء و الاشارة و غیرذلک و قد عدد صاحب المنهل الصافی مؤلفاته، کانت وفاته بدمشق. ۱- تجرید اسماءالصحابة تلخیص اسدالغابة اوله الحمدللََّه العلی الاعلی -ذکر فیه ان کتاب ابن الاثیر (ای اسدالغابة) نفیس مستقصی لاسماء الصحابة الذین ذکروا فی الکتب الاربعة و هو کتاب ابن منده و کتاب ابی نعیم و کتاب ابی موسی الاصبها نیین و کتاب ابن عبدالبر قال وزدت انا طائفة من الصحابة الذین نزلواحمص. الخ جزء ۲ حیدرآباد سنة ۱۳۱۵ عدد صحائف الجزئین ۸۲۸. ۲- تذکرة الحفاظ (او) تذکرة حفاظ الحدیث جزء ۴ حیدرآباد (دون تاریخ). ۳- تذهیب تهذیب الکمال فی اسماء الرجال (رجال الحدیث) انظر خلاصة تذهیب التهذیب لاحمدبن عبداللََّه الخزرجی. ۴-دول الاسلام -وصل به الی سنة ۷۱۵ هـ . ق. و ذیله السخاوی الی سنة ۷۴۴جزء ۲ حیدرآباد ۱۳۳۳. ۵-رسالة فی الرواة الثقاة المتکلم فیهم بما لایوجب ردهم - مصر ۱۳۲۴ هـ . ق. و فی مجموعة رقم ۶۰. ۶- الطب النبوی -و فی کشف الظنون لجلال الدین السیوطی و لکن ینافیه ما بآخر النسخة الخطیة المودوعة فی دار الکتب المصریة (الفهرست جزء ۶ ص ۲۳) و هو مرتب علی ثلاثة فنون فی قواعد الطب فی الادویة و الاغذیة فی علاج الامراض طبع حجر مصر دون تاریخ نحو ۱۸۶۱ و بها مشه تسهیل المنافع فی الطب و الحکمة لابراهیم بن ابی ابکر الازرق و طبعت ترجمته باللغة الفرنسیة فی الجزائر سنة ۱۸۶۰م. ۷- طبقات الحفاظ -لخصه جلال الدین السیوطی و زاد علیه -انظر سیوطی طبقات الحفاظ. ۸- کتاب العلو للعلی الغفار فی صحیح الاخبار و سقیمها طبع علی نفقة محمد افندی ناصیف عن نسخة مطبوعة طبعاً حجریاً فی الهند -مط المنار ۱۳۳۲ ص ۳۵۶. ۹- المشتبه فی اسماء الرجال (رجال الحدیث) و یسمی ایضاً مشتبه النسبة. اوله: الحمدللََّه الذی لم یتخذ ولداً و لم یکن له شریک الخ قال علقت فیه کلام الحافظ عبدالغنی بن سعید الازدی و ابن ماکولا و ابن نقطة و ابن علاء الفرضی و غیرهم لکن اعتمد فیه علی ضبط القلم فکثر فیه الغلط و التحریف (کشف الظنون) لیدن ۱۸۶۳ و طبع بعنایة الاستاذ ذی یونغ الهولندی لیدن ۱۸۸۱ ص ۶۱۲ و۱۲. ۱۰ -میزان الاعتدال فی نقد الرجال و هو کتاب جامع لنقد رواةالاثار حاوِ لتراجم ائمة الاخبار مع ایجاز العبارات و ایفاء الاشارات و قال فی کشف الظنون هو کتاب جلیل فی ایضاح نقلة العلم النبوی الفه بعد کتابه المغنی و زاد علیه زیادات حسنة من الرواة المذکورین فی الکتاب المذیل علی الکامل لابن عدی و رتبه علی حروف المعجم لکناو ۱۸۸۴ و ۱۳۰۱ جزء ۳ مطالسعادة ۱۳۲۵. (معجم المطبوعات). و رجوع به ابن قایماز شود.
کلمات همقافیه با «ذهبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر