معنی ذهبة
7 بازدید
[ ذَ هَ بَ ] (ع اِ) ذَهب. زر. || یکی زر. || قطعهٔ زر. پارهٔ زر. قراضهٔ زر. شکالهٔ زر.[ ذِ هَ بَ ] (ع اِ) باران ریزه یا باران بسیار. (منتهی الارب). باران که زمین خراب کند. (مهذب الاسماء). ج، ذهاب.
کلمات همقافیه با «ذهبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر