معنی ذهبان
7 بازدید
[ ذَ هَ ] (اِخ) قریه ای است قرب بحرین بنزدیکی راحة در نواحی زبید که تا حرض یک روزه راه است.[ ذَ ] (اِخ) کوهی است جهینه را باسفل مروة. به ساحل میان جدة و قدید و بین مروة و سقیا. || موضعی است ساحلی به یمن. از قراءُ جند.[ ذَ / ذُ ] (ع اِ) جِ ذَهَب.[ ذَ هَ ] ()ابوغافل؟ (از المرصع خطی).[ ذُ ] (اِخ) بطنی است از حضرموت. بی شرحی.
کلمات همقافیه با «ذهبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر