معنی ذنبالسرحان
6 بازدید
[ ذَ نَ بُسْ سِ ] (ع اِ مرکب) دم گرگ. گرگ دم. عمودصبح. عمودالصُبح. بامِ بالا. فجر کاذِب. صبح نخستین. صبح کاذب. (مهذب الاسماء). فجر اوّل. صبح نخست. و آن روشنائی باشد که در آخر شب بجانب مشرق پیدا آید و به وی گمان فجر برند، لکن نباشد و بزودی تاریکی بار دیگر غلبه کند تا آنگاه که فجر صادق یا صبح دوم دمیدن گیرد. رجوع به منطقةالبروج (نور...) شود.
کلمات همقافیه با «ذنبالسرحان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر