معنی ذنابی
7 بازدید
[ ذُ با ] (ع اِ) دنب طائر. دم مرغ. دنب خروس. و آنِ هر مرغی. (مهذب الاسماء). || دمغزه. || سپس روندگان. || آب که از بینی شتر فرود آید. || هر یک از چهار پر است در بال مرغان پس از خوافی. و فی جناح الطائر اربع ذنابی بعد الخوافی. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ذنابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر