معنی ذنابة
7 بازدید
[ ذِ بَ ] (ع اِ) آبراهه در پستی. راه گذر آب در نشیب. (مهذب الاسماء). || نهری که از مرغزار بجانب دیگر رود. || میانهٔ راه یا عام است. || خویشی. قرابت. || زهدان.[ ذِ بَ ] (اِخ) نام موضعی است و گفته اند به یمن.[ ذُ بَ ] (اِخ) جایگاهی است در بطایح میان واسط و بصرة. || موضعی است به یمن.[ ذُ بَ ] (ع اِ) سپس رو. || نوک کفش. || آبراهه در پستی. || نهری که از مرغزار بجانب دیگر رود. || پایان جوی. || پایان هر چیزی. || دنبالهٔ چیزی. || ذنابةالوادی؛ جای منتهای سیل وادی. || ذُنابةالدهر؛ اواخر زمان آن. ج، ذِناب، ذُنابیب. || در جهانگشای جوینی اگر تصحیفی در کلمه نباشد ذنابه بمعنی حاصل و مترادف خلاصه آمده است : و هرچه در این جزء مسطور گشت خلاصهٔ و ذنابهٔ آن این دو سه کلمه است: (آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند). یعنی مغول لعنهم اللََّه.
کلمات همقافیه با «ذنابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر