معنی ذمط
5 بازدید
[ ذَ ] (ع مص) گلو بریدن. ذبح.[ ذَ مِ ] (ع ص) طعامٌ ذَمِط؛ طعام زودگوار. زودهضم. سریع الهضم. سریع الانهضام.
کلمات همقافیه با «ذمط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مط» برای سرودن شعر