معنی ذمائم
7 بازدید
[ ذَ ءِ ] (ع ص، اِ) جِ ذمیمة: ملک را طرفی از ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد. (گلستان). به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاق به محامد مبدل گشت. (گلستان).
کلمات همقافیه با «ذمائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر