معنی ذلیق
8 بازدید
[ ذَ ] (ع ص) طلیق. طلق. ذلق. گشاده زبان. زبان آور. تیززبان. زبان تیز. (دهار). قوی سخن، خطیبُ ذلیق. لسانُ ذلیق. || سنان ذلیق؛ نیزهٔ تیز.
کلمات همقافیه با «ذلیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر