معنی ذلول
7 بازدید
[ ذَ ] (ع ص) رام. (مهذب الاسماء) (دهار). منقاد. نرم. مطیع. مُذلَّلَة در عمل. کارکشته. کارشکسته. (ابوالفتوح رازی). آسان. آهسته. آرام. فرهخته. (مهذب الاسماء). مقابل صعب. سرکش. تور: القران ذلول ذو وجوه فاحملوه علی احسن الوجوه. || سحاب ذلول؛ ابر بی برق و رعد. ج، ذُلُل، اَذِلَّة.
کلمات همقافیه با «ذلول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر