معنی ذفری
6 بازدید
[ ذِ را ] (ع اِ) پس سر و گردن. یا پس گوش شتر که خوی کند یا عام است. آنجا که زیر گوش بدانجا رسد از گردن. (مهذب الاسماء). پس گردن اشتر. (مهذب الاسماء). || بناگوش. (دهار). زیر گوش. ج، ذِفرَیات، ذُفاری ََ. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: بکسر ذال بعضی گویند آنجا که گوش بوی رسید از گردن. و در خلاص گفته که: ذِفریان هر دو کنار گوش است. و علاّمهٔ تفتازانی گوید که ذفری بیخ گوش است. و موضعی که عرق کند در پس گوش. کذا فی بحر الجواهر. و در صراح آمده است: هذه ذفری بدون تنوین، چه الف آن برای تأنیث است. و برخی از علماء عربیت این کلمه را در حال نکره بودن منون خوانند و یجعل الفها للالحاق بدرهم.[ ذُ را ] (ع اِ) اسم عربی سداب بری است و هرچه کریه الرائحة باشد و صاحب اختیارات بدیعی گوید: نوعی از سداب بری است و بوی بد دارد و گل وی زرد و خوشرنگ بود و چون ورق آن را بکوبند [ و آب آن ] بیاشامند جهت درد اندرون و تب ربع و درد جگر سودمند بود.
کلمات همقافیه با «ذفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر