معنی ذفر
10 بازدید
[ ذَ فَ ] (ع مص) بوی آمدن. بوی برخاستن. || تیزی و تندی بوی خواه خوش و خواه ناخوش. یا خاص است به گند بَغَل صنان.[ ذَ فِ ] (ع ص) مرد گنده بَغَل. || تیز. تند. (در بوی): مسک ذفر؛ مشک تیزبوی و له [ لأذخِر ] اصل مندفن و قضبان دقاق ذفرالریح. (ابن البیطار). ذفرالمَشمّ؛ تیزبوی .[ ذُ ] (ع ص، اِ) جِ اَذفَر و ذفراء.[ ذِ فِ / فَ رر ] (ع ص، اِ) شتر بزرگ ذفری و سخت شدید. || بزرگ خلقت. || چابک. || درازبالا. || تمام بدن. یا جوان چابک درازبالا و تمام بدن.
کلمات همقافیه با «ذفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر