معنی ذغال سنگ
6 بازدید
[ ذُ لِ سَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ذغال معدنی . حجر موسی. حجارهٔ قبر موسی. احجارالسود. (الجماهر بیرونی). و آن چوبهای متحجر تحت الارضی است. رجوع به احجارالسود شود. و جمیع اهل الصین و الخطا انّما فحمهم تراب عندهم منعقد کالطفل عندنا و لونه لون الطفل تأتی الفیلة بالأحمال فیقطعونه قطعا علی قدر قطع الفحم عندنا و یشعلون النار فیه فیقد کالفحم و هو اشد حرارة من الفحم و اذا صار رماداً عجنوه بالماء و یبسوه و طبخوا به ثانیة و لا یزالون یفعلون به کذلک الی ان یتلاشی. (ابن بطوطه).
کلمات همقافیه با «ذغال سنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر