معنی ذغال
7 بازدید
[ ذُ ] (اِ) چوب سوختهٔ آتش نشانده و کشته که برای بار دیگر سوختن را آماده کنند. فحم. انگشت. زگال. زغال. زوال و برخی آن را با زاء اخت راء نویسند و ظاهراً چنانکه معمول نیز همان است با ذال صحیح باشد چه دغل با دال مهملة نیز به معنی خس و خاشاکی است که در حمامها سوزند.
کلمات همقافیه با «ذغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر