معنی ذعلوق
7 بازدید
[ ذُ ] (ع اِ) تره ای است تیزبوی همچون گندنا. و محمودبن عمر ربنجنی گوید طرخون. || مرغکی است. || نوعی از سماروغ. یعنی قسمی از کماة. || (ص) کودک چالاک تیزفهم سبک روح. || (صوت) ذعلوق دهلوق، کلمه ای است که میش را به دوشیدن خوانند. || گوسفند سبک جثهٔ تنگ دهان (؟). || (اِخ) نام شمشیر خالدبن سعیدبن عاص.
کلمات همقافیه با «ذعلوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر