معنی ذریة
8 بازدید
[ ذُ رْ ری یَ ] (ع اِ) نسل. پشت. فرزندان. پدران و فرزندان. نسل آدمی و پری. نسل مردمان و جِنّ. فرزند. فرزندان و فرزندزادگان، یستوی فیه الواحد و الجمع. ج، ذُرّیّات. ذَراری : طعنه چه زنی مرمرا بدان کم از خانه براندند اهل عصیان زیرا که براندند مصطفی را ذریهٔ شیطان از اهل و اوطان. ناصرخسرو. و صاحب معالم التنزیل گوید یقع الذریة علی الآباء کما یقع علی الأولاد. || زنان. رجوع به ذریت شود.
کلمات همقافیه با «ذریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر