معنی ذروف
6 بازدید
[ ذُ ] (ع مص) ذرف. ذَرفان ذریف. تذراف. اشک از چشم رفتن. روان گردیدن سرشک. رفتن اشک و جز آن. (زوزنی). دویدن و بردویدن چیزی روان چون اشک و جز آن.
کلمات همقافیه با «ذروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر