معنی ذرملة
6 بازدید
[ ذَ مَ لَ ] (ع مص) ریخ زدن. سلح. || نان خاکسترآلود از تنور بیرون کردن تا زود پیش مهمان نهند.
کلمات همقافیه با «ذرملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر