معنی ذرابت
8 بازدید
[ ذَ بَ ] (ع مص) ذَرابة. ذَرَب. ذُروبت. تیز شدن. || تباه شدن معده و هضم نشدن طعام در آن. || اصلاح گرفتن معده. (از اضداد است). || ذرابت جرح؛ درمان نپذیرفتن خستگی.
کلمات همقافیه با «ذرابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر