معنی ذرا
6 بازدید
[ ذَ ] (ع اِ) پناه. کنف. || جای. || مرتبت. در نامهٔ القائم بامر اللََّه خلیفهٔ عباسی خطاب به مسعودبن محمودبن سبکتکین به نقل تاریخ بیهقی آمده است: و قصد [ امیرالمؤمنین القائم بامر اللََّه ] علی منهاج سلفه الصالح و سلک طریقهم المنیر الواضح و هو فی المنحة علی ما یرطب لسانه من الشکر و یقابل مولم الرزیة بما اسبغ اللََّه تعالی علیه من الصبر و یتلقی النازلة برضائه بقضائها علی ما سخر له الذی جل ذراه و یقضی حق الشکر فی الحالین لخالقه و مولاه... و در ترجمه ای که خود ابوالفضل از این جزء نامه کرده است گوید: و پیروی کرد و بجا آورد به روش سلف صالح خود و پیروی کرد راه روشن ایشان را و امیرالمؤمنین در نعمت و راحت ترزبان است بشکر الهی و برابری میکند با بلیهٔ الم رسان با صبر بسیاری که خدا به او داده است و روبرو میشود با واقعه به آن طریق که رضا بقضا میدهد بر آنچه که این خلق را خدای بلندرتبه به او ارزانی داشته و در هر دو حال قضاء حق شکر خالقش مینماید و صاحبش -انتهی. || پوشش. ستر. || آنچه بر باد شود. || سرشک ریخته از چشم.
کلمات همقافیه با «ذرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر