معنی ذخکت
8 بازدید
[ ذَ کَ ] (اِخ) ذخکث نام قریه ای به رودبار آن سوی سیحون. (سمعانی). و صاحب حدود العالم گوید: ذَخکث. شهرکی است (به ماوراءالنهر) که از کوه وی داروی موش خیزد. (ظاهراً مراد از داروی موش سمّ الفار است) (حدود العالم). و بعضی گفته اند از قراء اسفیجاب است و یا قریه ای است به رودبار پشت سیحون و ساس. و از آنجاست ابونصر احمدبن عثمان بن احمد مستوفی یکی از ائمهٔ حدیث. وفات ۵۰۶ استدراک تاج العروس.
کلمات همقافیه با «ذخکت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کت» برای سرودن شعر