معنی ذخایر
6 بازدید
[ ذَ یِ ] (ع اِ) جِ ذخیرة. ذخیره ها. پستاها. پستائی ها. دست پس ها. پس افکنده ها. پس اوکندها. اندوخته ها. نگاهداشته شده ها برای روزی : کلیدهای شهادت نهادی اندر گنج زهی ذخایر گنج تو طاعت جبار.فرخی. و این قصه دراز است و از خزائن سامانیان مالهای بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۶). و ناگاه بر ذخایر نفیس و گنجهای شایگانی مظفر شوند. (کلیله و دمنه). و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ما ببری. (کلیله و دمنه). از نفایس ذخایر و زواهر جواهر... چیزی یافت که حامل کتاب و اوارج حسّاب از حدّ و عدّ آن قاصر آید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی مؤلف ص ۲۷۴). خزاین موروث و ذخایر مدفون بر جماعت اتباع تفرقه کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی همان نسخه ص ۱۴۹). حکم ذخائر با او انداخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی همان نسخه ص ۲۰۵). || ذخایر الهیة؛ قومی از اولیاءاللََّه باشند که خدای تعالی بوسیلهٔ ایشان رنج و بلا را از بندگان خود دفع فرماید، همچنانکه با ذخایر سیم و زر فقر و نیاز درویشان را میتوان دفع کرد. (کشاف اصطلاحات الفنون، از اصطلاحات الصوفیه).
کلمات همقافیه با «ذخایر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر