معنی ذج
6 بازدید
[ ذَج ج ] (ع مص) آشامیدن. نوشیدن. خوردن آب یا مایعی دیگر. ذأج. || بازآمدن از سفر. بازگشت کاروانی و مسافر.
کلمات همقافیه با «ذج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذج» برای سرودن شعر