معنی ذبارت
7 بازدید
[ ذِ رَ ] (ع مص) ذبارَة. نیکو نگریستن. || خشمناکی. خشمناک شدن. || محکم کردن. || نیکو یاد گرفتن. || روان خواندن. || ذبارت خبر؛ دریافتن آن.
کلمات همقافیه با «ذبارت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر