معنی ذاهل
4 بازدید
[ هِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ذهول. غافل. بی پروا. فراموش کرده : و وقوع حوادث که در زمان متقدم بوده باشد غافل و ذاهل مانند. (جامع التواریخ رشیدی). یکزمان زین قبله گر ذاهل شوی سخرهٔ هر قبلهٔ باطل شوی.مولوی.
کلمات همقافیه با «ذاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر