معنی ذارع
7 بازدید
[ رِ ] (ع ص) منسوب به ذرع یعنی ذرع ثیاب و ارض. (سمعانی). || نعت فاعلی از ذرع. شفیع. شافع. خواهشگر. || گزکننده. پیمایندهٔ به گز. || (اِخ) اولاد ذارع یا اولاد ذراع؛ کلاب و حِمْیِر و بجای آن اولاد وازع نیز گویند با واو و زاء اخت الراء.[ رِ ] (ع اِ) خیک خرد شراب. مشکولی. خیکچهٔ شراب. مشکیزهٔ شراب. ج، ذوارع.
کلمات همقافیه با «ذارع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر