معنی ذات آرام
7 بازدید
[ تُ ] (اِخ) نام کوهی است به دیار ضُباب. (منتهی الارب). اَکیمةُ دون الحوأب. (المزهر سیوطی). اَکمةُ دون الحوأب لبنی ابی بکر. (المرصع). و یاقوت در معجم البلدان گوید: کانّه جمع أرم و هو حجارة تنصب کالعلم. اسم جبل بین مکة و المدینة. قال ابومحمد الغندجانی فی شرح قول جامع: أرقت بذی الآرام و هناً و عادنی عدادالهوی بین العناب و حثیل. قال ذوالآرام حزنُ به آرامُ جمعتها عاد علی عهدها. و قال ابوزیاد: و من جبال الضباب ذات آرام، قُنَّة سوداءُ فیها یقول القائل: خلت ذات آرام و لم تخل عن عصر و اقفرها من حلّها سالف الدهر و فاض اللّئآم و الکرام تَغیضوا فذلک حال الدهر ان کنت لاتدری.
کلمات همقافیه با «ذات آرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر