معنی ذاتضغن
7 بازدید
[ تُ ضِ ] (ع ص مرکب) ناقة ذات ضغن؛ ماده اشتری دوستار وطن یعنی جایباش خویش. ای مائلةٌ الی وطنها؛ اشتر ماده که شوگاه خویش دوست گیرد.
کلمات همقافیه با «ذاتضغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر