معنی ذاتالکرش
6 بازدید
[ تُلْ کَ ] (اِخ) از زبیربن عوام آرند، که بروز بدر، عبیدةبن سعیدبن عاصی را دیدم بر اسبی و زرهی تمام در بر که تنها دو چشم وی پیدا بود و میگفت: اَنا ابوذات الکرش. و در دست وی نیزه ای کوتاه بود و پس از قتل وی نیزه در تسهیم غنائم، رسول اکرم صلوات اللََّه علیه و سلم را شد و در دیگر جنگها آن را پیشاپیش رسول میبردند.
کلمات همقافیه با «ذاتالکرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر