معنی ذاتالنحیین
5 بازدید
[ تُنْ نِ یَ ی ] (اِخ) لقب زنی است از تیم اللََّه بن ثعلبة. وی در جاهلیت روغن فروختی. روزی خوات بن جبیر انصاری بروغن خریدن نزد وی شد و او را تنها یافت و در وی طمع کرد پس دهانهٔ خیکی از روغن بگشود تا بیازماید و بدست زن داد و سپس در خیک دیگر بگشاد و همچنان بدست زن سپرد و چون هر دو دست زن بند و مشغول شد خوات بقضاء حاجت خویش پرداخت و بگریخت و گفت: و ذات عیال واثقین بعقلها خلجت لها جاراستها خلجاتِ شغلت یدیها اذا ردت خلاطها بنحیین من سمن ذوی عجرات فاخرجته ریان ینطف راسهُ من الرامک المذموم بالمقرات (او بالثغرات) فکان لها الویلات من ترک سمنها و رجعتها صفرا بغیر تباتِ فشدّت علی النحیین کفّا شحیحة علی سمنها و الفتک من فعلات. و سپس خوّات مسلمانی پذیرفت و درک غزوهٔ بدر کرد و رسول اکرم صلوات اللََّه علیه بمزاح به او گفت یا خوات کیف شراوک و در بعض روایات شراؤک و تبسم فرمود و او گفت یا رسول اللََّه قد رزق اللََّه خیرا و اعوذ باللََّه من الحور بعد الکور و در روایت حمزه آمده است که نبی اکرم بدو فرمود: ما فعل بعیرک اشرد علیک و او گفت اما منذ اسلمت او منذ قیده الاسلام فلا. و انصار گویند که رسول صلوات اللََّه علیه دعا فرمود تا شدت و سورت شهوت وی فرونشست. مردی بنی تیم اللََّه را هجا گوید: اناسٌ ربةالنحیین منهم فعدوها اذا عدّ الصمیم. و این حکایت را بامّ الورد عجلانیة نیز نسبت کرده اند و او پس از انجام عمل فریاد کرد یا ثار ذات النحیین. و نحی به معنی خیک روغن باشد و اشغل من ذات النحیین مثل است.
کلمات همقافیه با «ذاتالنحیین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر