معنی ذاتالمطامیر
6 بازدید
[ تُلْ مَ ] (اِخ) شهری است به ثغور شامیة. و در کتاب الفتوح در ایام مهدی و مأمون و معتصم نام او آمده است و نیز در فتوح ذکر آن بسیار کرده اند و آن را المطامیر نیز نامند. (معجم البلدان یاقوت).
کلمات همقافیه با «ذاتالمطامیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر