معنی ذاتالعین
8 بازدید
[ تُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) سلفینون. صریمةالجدی. عنبیة. فلومانن .[ تُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) علت چشم. (آنندراج).[ تُلْ عَ ] (اِخ) حمداللََّه مستوفی در نزهةالقلوب در ذیل عنوان و من واسط الی ثعلبیة گوید: از واسط تا شعشعة سی میل از او تا عیص سی و دو میل، از او تا ذات العین بیست و شش میل از او تا شابیة بیست و شش میل از او تا اخادید سی میل... (نزهةالقلوب چ بریل لیدن ۱۳۳۱).
کلمات همقافیه با «ذاتالعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر