معنی ذاتالعنیق
6 بازدید
[ تُلْ عُ نَ ] (اِخ) آبی است نزدیک حاجر بر طریق حاجیان کوفه به مکه بر یک میلی نُشناش. شاعر گوید: الا تلکما ذات العنیق کأنّها عجوز نفی عنها اقاربها الدهر. و اعرابی راست: رایت و اصحابی بأظلم موهنا سناالبرق یجلو مکفهرّاً یمانیا قعدت له من بعد مانام صحبتی تسحّ علی ذات العنیق العزالیا. (از معجم البلدان یاقوت).
کلمات همقافیه با «ذاتالعنیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر