معنی ذاتالصور
9 بازدید
[ تُصْ صُ وَ ] (اِخ) غزو ذات الصور. بلعمی در ترجمهٔ طبری گوید: چنین گویند که اندر دریا غزو کردن بر مسلمانان معاویه بگشاد و بروزگار عمر (؟) هر امیری که به شام بمردی ولایت آن امیر به معاویة دادی و چون همهٔ شام معاویة را شد آهنگ روم کرد. ملک روم سپاهی را بساخت و روی به مصر نهاد با سپاهی که هرگز کس چنان سپاه بدریا اندر ندیده بود. امیر مصر عبداللََّه بن ابی سرح بود و او نیز بیامد با چهل کشتی مقدار سی هزار مرد. چون کشتیها اندر دریا جایی رسید که آن را ذات الصور گویند مسلمانان کشتیهای رومیان بدیدند پانصد کشتی پر از خلق آکنده بترسیدند و باد برخاست سه شبان روز کشتیهای رومیان و مسلمانان در دریا بداشته بودند تا باد بنشست و کشتیها نزدیک یکدیگر آوردند و حربی ساختند به تیر و شمشیر و نیزه. حربی کردند سخت و تیری از مسلمانان بملک روم آمد و خسته شد و رومیان صفها بشکستند و کشتیها بگشادند و مسلمانان ندانستند که ایشان هزیمت خواهند شد عبداللََّه بن سعد را گفتند ما نیز کشتیها بگشائیم و برویم از پس ایشان. محمدبن ابی بکرآنجا بود گفت ما را از پس ایشان نباید شدن عبداللََّه گفت خاموش باش که نه کار تو است تدبیر حرب کردن. محمدبن ابوبکر را اندوه آمد و گفت کار تو است که دی مرتد بودی و کار من نیست! عبداللََّه او را بانگ برزد مردمان عبداللََّه را سرد گفتند و بحدیث عثمان شدند و گفتند این گناه عثمان است که چون تو کسی را بر مسلمانان مسلط کند و خون او حلال است ما را خود جهاد به مدینه باید کردن با عثمان. جهاد بدریا چکنیم. پس عبداللََّه بگذاشت تا رومیان بهزیمت برفتند و سپاه را به مصر آورد. در حبیب السیر در وقایع سال ۳۱ از هجرت گوید: در این سال قسطنطین رومی بقصد تسخیر مصر و اسکندریه با پانصد کشتی مشحون بمردان جنگی در دریا نشست و معاویةبن ابی سفیان چهل کشتی به اتفاق عبداللََّه بن سعدبن ابی سرح بدفع رومیان فرستاد و در موضع ذات الصور فریقین بهم رسیدند و بروی آب آتش قتال التهاب یافت مسلمانان بظفر و نصرت اختصاص یافتند... قسطنطین از معرکهٔ ذات الصور در سفینهٔ فرار نشسته بدارالملک خویش رفت... -انتهی.[ تُصْ صُ وَ ] (اِخ) (دز...) (قلعه...) (معرکه..) و در مثنوی مولوی در حکایت سه پادشاه زاده که به دستور پدر بسیاحت ممالک شدند و او آنان را از رفتن بقلعهٔ ذات الصور منع فرمود با اینهمه آنها برخلاف وصیّت پدر بدان قلعه رفتند و عاشق صورتی که بر این قلعه نقش بود گردیدند فرماید: هر کجا دلتان کشد عازم شوید فی امان اللََّه دست افشان روید غیر آن قلعه که نامش هشربا تنگ آرد بر کله داران قبا اللََّه اللََّه زان دز ذات الصور دور باشید و بترسید از خطر. رجوع به مثنوی مولوی چ علاءالدوله ص ۶۳۸ و بعد آن شود.
کلمات همقافیه با «ذاتالصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر