معنی ذاتالصدر
5 بازدید
[ تُصْ صَ ] (ع اِ مرکب) ورم حادث در حجاب قاسم صدر. یا گرد آمدن ریم در فضای سینه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). ورمی است در پردهٔ سینه یا گرد آمدن ریم است در فضای سینه. (منتهی الارب). و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: نزد پزشکان ورمی است که حادث میشود در پرده ای که سینه را دو نیمه کند. و در طرفی که بر جانب شکم واقع شده باشد پس اگر در جانبی که بر پشت سر واقع شده باشد عارض شود آن را ذات العرض گویند. و داود ضریر انطاکی در تذکره در ذیل کلمهٔ شوصة و ذات جنب گوید: و یقال لما بین الکتفین منها ذات العرض و مقابلها ذات الصدر. رجوع بکلمهٔ ذات الجنب قسمت منقول از تذکره شود. || سرّ مرد. راز. و صاحب غیاث از لطائف نقل کند که ذات الصدر به معنی خداوند سینه یعنی دانای اسرار دل است و مراد از این اولیاء باشد. -انتهی : سدّه و دیدان و استسقاء و سل کسر و ذات الصدر و لدغ و درد دل.مولوی. - ناخوشی ذات الصدر داشتن؛ به مزاح، حریص بنشستن صدر مجلس بودن است چنانکه عادت سوء بعض ارباب عمائم است.
کلمات همقافیه با «ذاتالصدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر