معنی ذاتالسلاسل
6 بازدید
[ تُسْ سَ سِ ] (اِخ) رجوع به ابوعون عبدالملک در همین لغت نامه شود.[ تُسْ سَ سِ ] (اِخ) ابرق ذات السلاسل، موضعی است بدیار عرب.[ تُسْ سَ سِ ] (اِخ) نام موضعی به مشارق بزمین بلحا و عذره و بدانجا پس وادی قری بزمین جذام. و میدانی گوید نام آبی است بزمین بنوجذام شام که بسال هشتم از هجرت رسول اکرم صلوات اللََّه علیه جیشی برای تسخیر آن فرستاد و قائد این جیش عمروبن العاص بود. (المرصع). رجوع به حبیب السیر چ طهران ج ۱ صص ۲۶۵ -۲۶۹ و امتاع الاسماع جزء اول صص ۳۵۲ -۳۵۴ شود. و این جنگ بنام غزوهٔ ذات السلاسل و ذات السلسل نامیده شده است.
کلمات همقافیه با «ذاتالسلاسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر