معنی ذات‌الریة

معنی ذات‌الریة

6 بازدید
[ تُرْ ری یَ ] (ع اِ مرکب) درد شُش. (مهذب الاسماء). آماس شش. التهاب و آماسی در شش با درد و سرفه و تب و تنگی نفس. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: نزد پزشکان ورمی است در جگر سفید، چنانکه در بحر الجواهر گفته و در آقسرائی گوید: نزد پزشگان ورمی است در جگر سفید، چنانکه در بحر الجواهر گفته و در آقسرائی گوید: ورمی است حارّ در ریة -انتهی. و صاحب ذخیره گوید: ذات الریة، آماس شش را گویند. و داود انطاکی گوید: ورم الرئة و تسمی ذات الرئة و هو ورم جرمها خاصةً و اسبابه احدالأخلاط و البخارات من الأعلی ان تقدم صداع او ذبحة و الاّ فمن غیره. و علاماته، الوجع و ضیق النفس و العطش والحمی والنفث الکثیر، ان کانت المادّة رطبةً و خفةالحمی والناخس ان کانت باردة و الاّ العکس. و اما حمرةالوجنة و السعال و الانتصاب فواجب فی الکل -انتهی. و آن بیماری باشد که جرم ریه ملتهب گردد و از میکربی خاص تولد کند و علاج نزدیک به بُرءِالساعهٔ آن پنی سیلین است که بنوی خداوند رحمان با کشف آن بر بندگان خود رحمت فرمود. || ذات الریهٔ حادّ یا سواره، نوعی از ذات الریه است شدیدتر و سریع الآثارتر از ذات الریهٔ عادی. || ذات الریة الجنبی یا ذات الریة و الجنب، تورم و التهاب حجاب مستطبتن و ریة. || ذات الریهٔ قِطَعی. که ورم و التهاب در قطعات باشد

کلمات هم‌قافیه با «ذات‌الریة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید